هر یک از ما با یک مربع یا چهارضلعی روابط مواجه هستیم که اگر به تنظیم این چهار ضلعی اهمیت دهیم به زندگی آرمانی و ارزشمند دست یافته ایم.
انسان دارای چهار ارتباط با خدا، خود، جامعه و طبیعت است و اگر میخواهد به یک آرامش صحیح برسد باید به طور جدی به تنظیم این روابط چهارگانه بیندیشد.
بدین منظور ابتدا باید به تقویت هرچه بیشتر خواستن و دوست داشتن ((خود)) بپردازیم.
کسی که خودش را بخواهد و خودش را دوست داشته باشد، روابطش را با خدا، خود، جامعه و طبیعت تنظیم می کند و ارتقا می بخشد و از آلودگیها، نقصها، ریا و تزویر می پالاید.
الف- رابطه با خدا:
نیاز انسان به یک معبود قدرت برتر، منبع فیض و وجودی فراتر، داناتر و تواناتر از من، امری بدیهی است که در طول تاریخ به شیوه های درست یعنی پرستش خدای یگانه یا به شیوه های نادرست مانند پرستش بت، ماه و ستاره، خورشید و... و هر چیز دیگر غیر از خدا پاسخ داده شده است. خدا پرستی و بت پرستی به هر شکل و آیین و زبانی، یک حقیقت را نشان میدهد و آن نیاز بشر به کسی برای پرستیدن اوست. پناه بردن به او و یاری جستن از اوست. پس از اعتقاد به خدا و پرستش او، توجه به دستورات او در زندگی تعیین کننده سلامت انسان به ویژه در بخش تامین سلامت روانی و آرامش است.
ب- رابطه با خود:
ما ظاهراً بیشترین وقت را با ((خود)) داریم، اما اغلب کمترین وقت را به ((خود)) اختصاص می دهیم. اگر تلاش کنیم به ((خود)) توجه مثبت و پویایی داشته باشیم به سلامت شخصیتمان یاری رسانده ایم. باید خود را با دیگران مقایسه نکنیم. با خود رقابت کنیم. انسان سالم نه اسیر گذشته است و ه غم آینده نیامده را میخورد. خود را در حال حاضر مییابد و پرورش می دهد. هرگز درمانده نباشیم و با انگیزه قوی به پیشرفت و هدف فکر کنیم و برای پیشرفت خود به جای انکار و پا پنهان کردن، آنها را بپذیریم و برای حل آنها بکوشیم و با برنامهریزی برای خود به خودشکوفایی نائل شویم.
ج- رابطه با جامعه:
برای تقویت رابطه با جامعه عشق ورزی را تمرین کنیم. دوست داشتن دیگران و دوست داشته شدن از سوی دیگران در رشد شخصیت آدمی تاثیر بسزایی دارد و میتواند بنیان شخصیت سالم را پایهگذاری کند. عشق ورزیدن یک مهارت انسانی است که کسب آن چون هر مهارت دیگری نیاز به حوصله، زمان و تمرین دارد. جریانی آرام و مستمر است که در آن باید به خود و دیگران فرصت لازم را بدهیم و کافی است که فقط با آدمها به آرامی گفتگو کنیم و به آسانی دیگران را ببخشیم.
د- رابطه با طبیعت:
در دوستی با طبیعت ضمن آن که از مواهب ارزشمند طبیعت بهرهمند میشویم، با توسعه شناخت و آگاهی خود می توانیم از آسیب های طبیعی نیز کمتر زیان ببینیم. به عبارت دیگر دوری از طبیعت و قهر با آن به هویت انسانی ما نیز آسیب جدی خواهد زد.
تهران - نیاوران - چهارراه مژده - جنب بانک پارسیان - ساختمان سروستان -ط2
021-22711440
021-22710521
ایمان داشتن و باور کردن، قبول و پذیرفتن قضیه و موضوعی به عنوان حقیقت است. در تجزیه و تحلیل ریشه و معنای این واژه در میابیم که مقصود زنده شدن و جان گرفتن در حقایق آسمانی و روان ساختن و فرستادن آنها به سوی جان و دل است. در واقع ایمان و اعتقاد انسانهاست که وجه تمایز و اختلاف بین شکست و موفقیت، تندرستی و ناخوشی، فقر و توانگری، شادی و اندوه را مشخص میکند. بی نیازی و غنا حالتی است از فکر و ذهن همانگونه که فقر و نکبت نیز چنین است.
زمانی میتوان خود را بینیاز و توانگر قلمداد کرد که با نیروی شگرف و خارقالعاده درون که برخی خدایش نامیدهاند آشنا شده باشیم. آدمی زمانی ثروتمند و بی نیاز است که بداند افکاری خلاقه دارد و اینکه هر چه احساس میکند آن را جذب میکند و هرچه تجسم می نماید همان میشود و بداند که فرایند اندیشه های خلاقانه اش هر چه را بر ضمیر باطنش ثبت و ضبط کند در برون و بر پهنه فضا به صورت شکل، ساختار، کنش، رویداد، اتفاق و تجربه منعکس خواهد کرد.
مثلاً فردی عنوان میکند که در بد مخمصه ای گیر افتادهام و با اینکه روز و شب دعا می کنم به نتیجهای نمیرسم و گرهی از کارم باز نمی شود. پاسخش این است: نیازی به دعا کردن آن هم دائم و در تمام روز و شب نیست. بهتر است کار را به ضمیر باطن و هوش و خرد نامتناهی آن بسپارد. دعا هم باید از سر خلوص نیت باشد و موضوع به خصوصی را در کانون خواستههای خود قرار دهد و مثلاً اینگونه بگوید: شادی خاطر خدا اسباب قدرت و توان من است و میدانم که شادمانی و شروع شور و نشاط حیات و هستی است.
اگر این گفته ها از دل برآید هر حالت فرسایشی و افسردگی و ناتوانی را از نفس و درون پاک می کند و قلمرو آن را برای پذیرش و قبول افکار و تخیلات مثبت و سازنده هموار می سازد. در حقیقت ثروت های دنیا به صورت راه حل مشکل گشا در ذهن و ضمیر شخص قرار دارند. فقط کافی است بتوان با آن تماس و ارتباط برقرار کرد و باید بدانیم بر هرچه دقت خود را متمرکز سازیم زمین نیز آن را در کانون توجه خود قرار میدهد.
به خاطر داشته باشید که تمام ثروت های هستی و وجود نظیر الهام، ایمان، اعتقاد، شادمانی، خوشدلی، عشق، آرامش و صفا، امنیت خاطر در ما و با ما هستند.
و در نهایت تاکید می کنم که افکار ما دارای قدرت و خلاقیت است. هر فکر گرایش بدان دارد تا جلوههای خود را آشکار سازد و عامل و محرکی برای ضمیر باطن بشود تا بر طبق طبیعت و سرشت، همان افکار پاسخ لازم را دریافت دارد و واکنش مناسبی را ابراز نماید.
مطب مشاوره نیاوران
تهران - نیاوران - چهارراه مژده - جنب بانک پارسیان - ساختمان سروستان -ط2
021-22711440
021-22710521